کفشم کو؟
کفشم کو؟
کفشم رو بدید می خوام راه برم. می خوام حرکت کنم.
می خوام کفشم رو پام کنم، بندش رو محکم ببندم تا خدایی نکرده باز نشه، با تمام سرعتم بدوم. این قدر سریع برم که کسی به گرد پام هم نرسه!
نه عزیز من فرقی نمی کنمه چه کفشی باشه. هر نوعی، هر مارکی هر شکلی که می خواد باشه. فقط می خوام باهاش راه برم، حرکت کنم. تیمبِرلِیک، نایک، آدیداس یا تولیدی همین شهر خودمون هم باشه مهم نیست. قربونت برم باید محکم باشه ها! اینقدر محکم باشه که وقتی دارم با سرعت زیاد حرکت می کنم، از پام در نیات، لیز نخورم، لق نزنه، خلاصه اینکه اذیتم نکنه.
نمی شه که باس همیشه وایسیم. باید راه بیوفتیم، حرکت کنیم، جلو بریم. با سر جا وایسادن که چیزی حل نمی شه، اتفاقی نمی وفته. تا وقتی که راه نیوفتیم و حرکت نکنیم که نمی تونیم چیزی رو عوض کنیم.
نگاه به کفش مردم نکن، خیلیا بدون کفش هم راه افتادن. ببین پا برهنه چه کارایی که نکردن! اون وقت ما با این همه کفش های جور واجور که دور و برمون هست، حتی یک قدم هم بر نداشتیم. این همه زمینه، تخصص، امکانات، تو بگو یک قدم مثبت جلو رفتیم؟
طرف تحصیلات نداشت، خانواده و دوست و آشنا نداشت، پول درست درمونی هم که نداشت. پس چه طور تونست این همه موفقیت کسب کنه؟ این همه ثروت داشته باشه؟ یک کفش درب و داغون داشت به اسم اراده، اون یکی کفشش هم که بند نداشت به اسم امید. وایساد روی جاده ی زندگی و تا آخرش رو رفت. حالا ببین چه خونه زندگیی داره! برو حالشو ببر …
اون وقت ما تا یک اتفاق ساده برامون میوفته زودی جا می زنیم و می گیم، ببخشید کفشمون پاره شد. خوب عزیز من با یه سنگ ریزه ی کوچولو که زندگی تموم نمی شه!
زیبایی و تمایز ما نسبت به دیگران نوع و مدل کفش ظاهری نیست، به کوچه و خیابونی هم که توش حرکت می کنیم نیست، همین که حرکت می کنیم ما رو از دیگران متمایز می کنه، ما رو از دیگران یک سر و گردن بالاتر نگه می داره.
چه موقعی راه بیوفتم هم فرقی نمی کنه، چه سنی داشته باشیم هم فرقی نمی کنه. راه رفتن که سن و سال لازم نداره، از هر زمانی که شروع کنیم، زندگی جدیدی رو آغاز کردیم.
باید بند کفش زندگی رو محک بست. و گرنه هنگام راه رفتن بدجور پامون اذیت میشه.
حالا اگه کفش نبود، دمپایی هم کار راه میندازه.





خانه




